بین همه ی تیمهای دنیا عشقست استقلال
منوي اصلي
موضوعات
آرشيو
ساير امکانات
IP شما :
عکسهای اختصاصی از دربی 75

 

عکسهام از روز دربی:

 




اینم عاقبت اعتماد به من(طرف کلاه رو گذاشت جاشو نگه داشته باشم شروع کردیم باهاش عکس گرفتن!)

اینم عاقبت عدم هماهنگی!













اینم تنها پارچه نوشته کل ورزشگاه که کار یکی از دوستامه:



نوشته شده در تاريخ : سه شنبه هفتم شهریور 1391و در ساعت : 10:27 - نويسنده : رضا آبی دل |
استقلال قهران
بعد از یک سال میخوام وبلاگ رو دوباره راه اندازی کنم و فعالش کنم...

 

یک سال سرم جایی گرم بود ولی حالا میخوام تمام وقت اطلاعات ر براتون بذارم تا لذتش رو ببرین!

 

امیدوارم تو بهتر شدن وبلاگ به ما کمک کنید...

 

فعلا که تیم واقعا هممون رو خسته کرده میدونم...ولی ان شالله درست میشه

 

 

به امید قهرمانی


نوشته شده در تاريخ : سه شنبه هفتم شهریور 1391و در ساعت : 10:20 - نويسنده : رضا آبی دل |
چه میشه گفت؟
 

خب چی میشه گفت؟


جلوی راه آهن علی دایی اینطوری بازی کنیم واقعا فقط میشه تاسف خورد


تو روزی که با شکست تراکتور و صبا راحت می تونستیم صدرنشین بشیم این نتیجه رو گرفتیم


واقعا اگه رحمتی رو نداشتیم چیکار می کردیم؟بنده خدا دو بار پنالتی رو گرفت ولی این مدافعای

احمق همه شون بدرد لای جرز می خورن


این عزیززاده رو از توی کدوم توالتی پیدا کردن؟از تخم مرغ شانسی بازیکن بهتر از این میشه

پیدا کرد


یاد روزی افتادم که اومد من به دوستم که خدمته زنگ زدم گفتم دفاع عزیززاده رو گرفتیم.همون

موقع گفت افتضاحه و هم باعث آبروریزی و هم افتضاحه و به قولش کاش اصلا هیچکیو نمی

گرفتیم،اون موقع گفتم اینقدرم بد نیست ولی الان می فهمم از اونی که می گفتم بدتره


آقای حمودی دیگه باید چیکار کنیم برات؟من جای مظلومی باشم بهش بازی نمیدم،وقتی نمی تونه

بازی کنه چیکار کنیم؟تو دفاع .یده تو حمله فاجعست


این حسینی هم برعکس اون چیزی که ازش ساختین اصلا اصلا مطمئن نیست و اگه نگیم ضعیف

 خیلی خیلی بازیکن معمولی ای هستش


میلادجان چیکار می خوای بکنی؟میلاد خیلی سنگین شده،اصلا خودشو نمیتونه تکون بده،دیگه یه

دربیل ساده هم نمی تونه بکنه


این بازیکنها رو هم مگه میشه گفت برو بدنسازی کن یه هفته چاق شدی؟من جای مظلومی باشم

بازی بعدی آرش رو جاش میذارم داخل که عالی بازی کرد،درسته یه موقعیت خوب از دست داد

 ولی خیلی خوب بود و واقعا به تیم جون داد


آرش رو باید بذاریم نک تا ازش بتونیم درست استفاده کنیم


آندو من قبول دارم خسته بودی ولی دیگه این کرنرات رو اعصاب ماست،خب نمی تونی بکشی

نکش عزیزم،همه کرنر هارو کشیدی تیر یک،این دیگه از خستگی نیست که


کیانوش رحمتی هم که یه چیز یاد گرفت تا توپ رو میگیره مثلا میندازه پشت مدافعا که دقیقا

مندازه جلوی پای مدافعای حریف


این مظلومی نمی دونه خسرو بازیکنی هستش که لب خط بهتر بازی می کنه؟؟؟این چرا اینطوری

 بازی می گیره از بازیکنها؟


اعصابم هوز خرابه ما خیلی بد بودیم ولی این هم چیزی از زشتی کار تیم دایی کم نمی کنه


یعنی بحرینی ها باید بیان پیش دایی کلاس برای وقت تلف کردن،این داور عوضی رو کی گفت

داور شه؟نه استیل داره،نه شعور داره هیچی نداره خیلی داغونه


امروز دوباره بازی رو میبینم دقیقا می گم چند باز این براکارد لعنتی اوم تو زمین


بعد همین آقا فصل قبل سر قضیه سوشا اونطوری می گفت،دروازبان و بازیکنهای تو که همیه رو

 زمین بودن عوضی


وای اگه اون توپ فرهاد دقیقه 1 گل میشد چی میشد؟


هنوز خیلی اعصابم خورده،این لیدرها هم که نمی ذارن به این دایی... آدم چیزی بگه!


تقریبا تازه رسیدم و دیگه حتی حال حاشیه های بازی رو هم ندارم


فقط این دایی عوضی جالب بود بعد از نیمه اول واسه ل...ا دست تکون داد


از همین الان می خواد ردیف کنه برگرده پرسپولی...

یه سوال دارم از این آقای داور


چیکار دیگه یه بازیکن باید بکنه شما پنالتی بگیری؟؟؟


 


نوشته شده در تاريخ : شنبه بیست و سوم مهر 1390و در ساعت : 10:2 - نويسنده : رضا آبی دل |
وزارت ورزش دستور پرداخت ۲ میلیارد تومان به استقلال را صادر کرد
 

وزارت ورزش دستور پرداخت ۲ میلیارد تومان به استقلال را صادر
 
 کرد
 

 
 

با اعلام روابط عمومی باشگاه استقلال با پیگیری اعضای هیئت مدیره این باشگاه وزارت ورزش

 دستور پرداخت ۲ میلیارد تومان به حساب این باشگاه را صادر کرد.


طبق اعلام باشگاه استقلال کارهای اداری برای پرداخت این پول به جریان افتاده است و به

زودی این مبلغ به حساب باشگاه استقلال واریز می‌شود.


غلامحسین فرزامی دبیر هیئت مدیره استقلال صبح امروز در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس

اعلام کرده بود که امروز پول به باشگاه استقلال می‌رسد.

 

نوشته شده در تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390و در ساعت : 0:48 - نويسنده : رضا آبی دل |
نا گفته هايي از زندگي مجيدي
 

نا گفته هايي از زندگي مجيدي


فرهاد ،‌مردي كه ژنرال نمي خواست باشد


امير قلعه نويي يار هميشگي‌اش نظري جويباري را صدا مي‌زند و از او مي‌خواهد كار را تمام

كند: «برو به واعظ بگو من اين فرهاد پير را نمي‌خواهم. يعني از اول هم او را نمي‌خواستم. تا

وقت هست او را با سيدصالحي معاوضه كنيد حتي اگر تا 50 ميليون تومان هم خواستند اشكالي

ندارد. فقط فرهاد را رد كنيد، برود!»


نظري جويباري پيغام امير را بي‌معطلي به دفتر واعظ آشتياني برد: «آقا امير مي‌گويد فرهاد را با

 مهاجم پيكان (سيدصالحي) معاوضه كنيم. انگار به كارش نمي‌آيد.»


واعظ از اين پيشنهاد جا مي‌خورد: «برو به امير بگو اگ

 


مقدمه: آخرين بازمانده نسل طلايي فوتبال ايران كه جزو گروه فاتحان آن بازي به‌يادماندني و

شكوهمند در ملبورن استراليا و صعود به جام جهاني لقب گرفته است دنياي متفاوتي با ساير

همرزمان خود دارد. فرهاد مجيدي به‌دليل محدوديت‌هايي كه براي خود در ارتباط با خبرنگاران

ايجاد كرده- به قول خودش فقط با 2 روزنامه ورزشي و يك خبرگزاري گفت‌وگو مي‌كند-

همواره به عنوان يك علامت سوال ميان خبرنگاران و اصحاب رسانه مطرح بوده است. همين

دوري همواره شايعاتي را پيرامون كاپيتان استقلال ايجاد كرده است؛ شايعاتي كه حتي به زندگي

شخصي او رسوخ پيدا كرده و گاها روابط خانوادگي او را نيز تحت‌الشعاع قرار داده است.

فرهاد دنياي متفاوتي دارد كه اين حاصل تعريف خاصي است كه او از زندگي مي‌كند، مي‌گويد:

«ديگر نمي‌توانم در زندگي‌ام به افراد زيادي اعتماد كنم. آنها كه در دايره معتمدين من قرار دارند

 بسيار محدودند؛ شايد به تعداد انگشتان دو دست هم نرسند!»


روشي كه مجيدي امروز در زندگي خود به‌كار گرفته حاصل اتفاقاتي است كه از زمان

حضورش به عنوان يك ستاره نوظهور در فوتبال بر او گذشت. فرهاد گاهي از سوي رسانه‌ها

چنان بزرگ شد كه تا مرز انفجار پيش رفت و گاهي نيز آنقدر به زير كشيده شد كه مي‌رفت تا

مرز نابودي پيش برود. سياست‌هاي ابداعي و گاها احساسي مصائب و مشكلات فراواني را براي

 مجيدي به وجود آورد تا او را مجبور كند در بازگشت به فوتبال ايران از نظر برقراري ارتباط،

به‌خصوص با رسانه‌ها دچار تغييرات فراواني شود. علامت سوال فرهاد ميان رسانه‌ها هر روز

بزرگ و بزرگ‌تر خواهد شد تا اين حقيقت را باور كنيم كه مجيدي ديگر نمي‌خواهد مثل دوران

جواني‌اش رفتار و درهاي زندگي خود را به روي همگان باز كند. فرهاد حصاري دور خود

كشيده كه تا زمان حياتش باقي خواهد ماند.


***
... دوباره فرهاد، دوباره استقلال. پس از سال‌ها بازي در ليگ امارات به خانه بازگشته است.

سرنوشتش دوباره با دستان اسطوره (ناصر حجازي) گره خورده است. هنوز هم او را باور

دارد، مثل روزي كه از بهمن كرج به استقلال آمد. حجازي پايش را در يك كفش كرده و مدام

مي‌گويد: «پس اين فرهاد چي شد؟ بياوريدش.» چند بازي از ليگ گذشته كه ناگهان سر و كله

فرهاد پيدا مي‌شود. بله، فرهاد آمد. با استقبال سردي از سوي عليرضا منصوريان و پيروز

قرباني! فرهاد به نگاه‌هاي‌شان بي‌توجه است. به آينده خيره شده، به روزهاي بهتر: «من تازه 30

 ساله‌ام، پس مي‌توانم.» حجازي، فرهاد 30 ساله را باور دارد اما همبازي‌هايش به او

مي‌خندند ... نه، يك فصل بيشتر دوام نخواهد آورد. فرهاد تمام شده. چه سرنوشتي در انتظار

فرهاد خواهد بود؟ فصل هفتم فصل بدي بود؛ كابوس‌وار و بسيار نااميدكننده. حجازي ميانه‌هاي

راه بركنار شد و فيروز كريمي آمد. از دست او هم كاري ساخته نبود. استقلال سيزدهم شد تا

خريد بازيكني پا به سن گذاشته همچون فرهاد به سخره گرفته شود. آمدن امير قلعه‌نويي شايعات

درباره فرهاد مجيدي را بيشتر مي‌كند اما قرارداد 2 ساله فرهاد مانع از كنار گذاشتنش مي‌شود.

بي‌ميلي امير قلعه‌نويي به فرهاد كاملا مشهود است. از همان بدو ورود برخورد بسيار سردي با

مجيدي دارد. فصل هشتم شروع مي‌شود. يك تغيير ناگهاني در رأس مديريت باشگاه استقلال تا

حدودي معادلات امير را بر هم مي‌زند. او يك هفته بيشتر فرصت ندارد. استقلال هفته پنجم در

رتبه هفدهم! تغيير مديريتي مثل يك شوك بود. استقلال جان گرفت اما بدون فرهاد. فرهاد پشت

دروازه‌ها با بازيكنان ذخيره بغل پا مي‌زند و استقلال هم آن طرف مدام حريفانش را شكست

مي‌دهد! برد پشت برد و پيروزي پشت پيروزي. امير قلعه‌نويي ناگهان جان مي‌گيرد و حس

بي‌اعتمادي‌اش به فرهاد مجيدي بيشتر مي‌شود.


سرمربي استقلال نظري جويباري را صدا مي‌زند و از او مي‌خواهد كار را تمام كند: «برو به

واعظ بگو من اين فرهاد پير را نمي‌خواهم. يعني از اول هم او را نمي‌خواستم. تا وقت هست او

 را با سيدصالحي معاوضه كنيد حتي اگر تا 50 ميليون تومان هم خواستند اشكالي ندارد. فقط

فرهاد را رد كنيد، برود!» نظري جويباري پيغام امير را بي‌معطلي به دفتر واعظ آشتياني برد:

«آقا امير مي‌گويد فرهاد را با مهاجم پيكان (سيدصالحي) معاوضه كنيم. انگار به كارش نمي‌آيد.»

 واعظ از اين پيشنهاد جا مي‌خورد: «برو به امير بگو اگر 100 ميليون هم بدهند من حاضر

نيستم مجيدي را به آنها بدهم!» از همانجا آتش اختلاف ميان واعظ آشتياني و امير قلعه‌نويي

روشن مي‌شود. واعظ اجازه نمي‌دهد فرهاد از استقلال جدا شود. او را باور دارد و مي‌داند

انگيزه و تجربه‌اش به كار استقلال خواهد آمد. فصل هشتم با قهرماني استقلال به پايان رسيد.

فرهاد در آن فصل هم مثل فصل هفتم كمرنگ بود. امير قلعه‌نويي بيشتر به بازيكنان خودش دل

مي‌بست و خبري از مجيدي نبود. قهرماني استقلال شايعه جدايي فرهاد را قوت مي‌بخشيد اما

مديران دوباره پاي او نشستند. فرهاد ماند و آرام، آرام جان گرفت. حضور صمد مرفاوي

اميدهايش را بيشتر مي‌كرد.


***


حالا پيراهن شماره 7 بيشتر به تنش مي‌نشست؛ پيراهني كه ماجرا دارد! قبل از شروع فصل

هشتم نظري جويباري به خواست امير قلعه‌نويي پيراهن شماره 7 را به خسرو حيدري مي‌دهد.

امير دستور داده پيراهن شماره 7 را خسرو به تن كند و فرهاد همان شماره 27 را بپوشد.

پيراهني كه به ناچار فصل هفتم تن مي‌كرد. آن روزها پيراهن شماره 7 تن محمد نوازي بود و

فرهاد نمي‌توانست شماره دلخواهش را بپوشد. باز هم پيراهن شماره 7 به بازيكن ديگري داده شده

 است. امير قلعه‌نويي لجبازي را با مجيدي زود شروع كرده بود. مي‌توانست با همين اعداد

اعصاب مجيدي را در اولين تمرين به هم بريزد. خسرو حيدري اما دستش نمي‌رود كه پيراهن

شماره 7 را بردارد. يك روز پس از تقسيم پيراهن‌ها، خسرو در اولين تمرين پيراهن شماره 7 را

 نمي‌پوشد. نگاهي به فرهاد مي‌اندازد و مي‌گويد: «براي من افتخار است كه شما اين شماره را

بپوشيد. 7 به تن من نمي‌آيد. آقا فرهاد شما بپوشيدش.» از همانجا پايه‌هاي دوستي عميق با خسرو

حيدري شكل مي‌گيرد. همان شد كه فرهاد پس از جدايي خسرو در فصل دهم گفت: «هر طور

شده او را فصل بعد به استقلال برمي‌گردانم، خسرو متعلق به استقلال است.» تير امير قلعه‌نويي

به سنگ مي‌خورد. پروژه از بين بردن فرهاد باز هم ناكام مي‌ماند. چرا خسرو آن كار را انجام

داد؟ امير بارها اين سوال را از خود مي‌پرسد اما به پاسخي نمي‌رسد. امير مي‌خواست از فرهاد

يك بازيكن ناكارآمد بسازد غافل از اينكه او بعدها به اسطوره هواداران تبديل خواهد شد، غافل از

 اينكه فرهاد در 3 دربي پي در پي گل مي‌زند و تا مرز انتخاب به عنوان مرد سال آسيا پيش

مي‌رود و ... رفاقت خسرو و فرهاد از آن روز پيچيده و پيچيده‌تر شد، به‌طوري كه معمولا در

اردوها در يك اتاق مي‌خوابند. خسرو، فرهاد را اينگونه تعريف مي‌كند: «فرهاد شب‌هايي كه در

اردو با هم هستيم فقط كتاب مي‌خواند و زود هم مي‌خوابد. تا حالا او را عصبي و پرخاشگر

نديده‌ام. سعي مي‌كند هميشه آرام باشد. رابطه بسيار خوبي با هم داريم. اهل شوخي‌هاي ناجور

نيست و به تميزي هم علاقه زيادي دارد.»


***


حرف‌هاي خسرو ما را به اعماق زندگي فرهاد مي‌برد، جايي كه براي خيلي‌ها معما شده است. او

 چه‌كار مي‌كند و چه‌كار نمي‌كند؟! فرهاد كيست؟ فرهاد چيست؟ زندگي او چگونه با فوتبال گره

خورد؟ براي يافتن پاسخ اين سوال مي‌توان سفري كوتاه به تاريخ داشت. هفتم مهر ماه سال

1377. فينال بين قاره‌اي ميان تيم‌هاي ايران و الجزاير، ورزشگاه آزادي. استاديوم مملو از

تماشاگر است. الجزاير، رباح ماجر ستاره بي‌مثالش را هم با خود به تهران آورده؛ مردي كه با

پشت پا در فينال جام باشگاه‌هاي اروپا با پيراهن تيم پورتو دروازه باواريايي‌ها را گشود. الجزاير

 تيم شگفت‌انگيزي است. تيم ايران با مربيگري علي پروين وارد ميدان مي‌شود. فرهاد مجيدي

پشت دروازه نشسته است. شب قبل از مسابقه پدرش را مجبور مي‌كند حتما اين بازي را از

نزديك تماشا كند. پدرش كارمند وزارت صنايع دفاع است. نمي‌تواند فرهاد را با خود به ورزشگ

اه ببرد. براي همين دايي فرزندش مامور بردن فرهاد به ورزشگاه مي‌شود. فرهاد آن روزها

هنوز روياي فوتباليست شدن را در ذهن نمي‌پروراند. مثل يك تماشاگر عادي بود، فقط درس،

مشق و مدرسه! اما ناگهان جرقه‌هاي ذهن او روشن شد. آنجا كه يك شماره 7 فرهاد را مجذوب

خودش مي‌كند. از مجيد نامجو مطلق حرف مي‌زنيم. زوج او و جواد زرينچه در بازي با الجزاير

 رويايي بود. آن روز آقا مجيد هرگز نمي‌دانست كه بازي چشمنواز و خيره‌كننده‌اش خالق يك

اعجوبه ديگر خواهد شد. بله، آن روز مجيد نامجو مطلق در ورزشگاه آزادي سازنده فرهاد

مجيدي بود. فرهادي كه بعدها جادوي فوتبال روح و جسمش را تسخير كرد و با همان پيراهن

شماره 7 رويايي در استقلال ظهور كرد. نمي‌دانيم مجيد نامجومطلق را ستايش كنيم كه ناخواسته

خالق مجيدي بود يا خودش را؟! كدام يك خالق فرهاد بودند؟! فرهاد و انگيزه‌هايش، فرهاد و

روياهايش؟! يا آقامجيد و تكنيك بي‌مثالش؟


***


مجيد نامجومطلق هنوز هم براي فرهاد مجيدي الگو است؛ الگويي از حركت و پيشرفت. به او

نگاه مي‌كند و نت‌ برمي‌دارد. فرهاد دفترچه‌اي دارد كه شايد بعدها قيمت پيدا كند! او طي همه اين

 سال‌ها بيكار ننشسته و براي محقق كردن روياي مربيگري خود تلاش مي‌كند. طي سال‌هايي كه

پشت سر گذاشته نوع تمرين‌هاي مربيان خود را در دفترچه‌اش يادداشت كرده، از شيوه تمرين‌ها

تا نحوه برخورد. از متسو چيزهاي زيادي نوشته است. به ياد مي‌آورد كه چگونه با مربيگري او

 در تيم العين قهرمان آسيا شد. فرهاد ديدگاه و دكترين اريش روته مولر را هم باور دارد. در

فصلي كه مولر همكار مرفاوي بود، فرهاد چيزهاي زيادي از او ياد گرفت. او تمرين‌هاي روته

مولر را هم مكتوب كرده است تا شايد روزي اين اصول را در ميدان مربيگري به كار بگيرد.

امروز اگر از فرهاد مجيدي بپرسيد دوست داري در آينده چه كسي مربي استقلال شود قطعاً

مي‌گويد «مجيد نامجومطلق». مجيد نامجومطلق براي فرهاد الگويي از حركت و پيشرفت در

بازي‌هاي استقلال هم بود. بازي استقلال – راه‌آهن در فصل نهم گواهي صادق بر اين مدعا است.

 همان بازي كه فرهاد مجيدي پس از گلزني پيراهنش را از تن خارج كرد و به سوي سكوها

دويد. چه شد كه فرهاد آن گل را زد؟ رد پاي مجيد نامجو در آن گل حس مي‌شود. رد پايي كه تا

امروز پنهان مانده. بين نيمه صمد مرفاوي از نامجو مطلق مي‌خواهد با بازيكنان حرف بزند.

مطلق هم رو به فرهاد مي‌كند و مي‌گويد: «در اين شرايط تو بايد به داد استقلال برسي. فقط

بازيكنان بزرگ و باتجربه مي‌توانند از پس كار برآيند. فرهاد برو و يك كاري كن.» گل زيبايي

بود. فرهاد ناگهان به آسمان برخواست و با ضربه سر دروازه راه‌آهن را گشود. بازي داشت تمام

 مي‌شد...


***


اما بازي دوباره شروع شده است. فصل نهم فصل خوبي بود و فصل دهم بهتر هم شد. رسانه‌ها

فشار مي‌آورند تا فرهاد مجيدي به تيم ملي دعوت شود. افشين قطبي سختگيري مي‌كند تا اينكه

فرهاد تا آستانه انتخاب به عنوان مرد سال آسيا پيش مي‌رود. او به ناچار فرهاد را فرا خواند.

فرهاد پس از سال‌ها دوباره به تيم ملي آمد. اين بار ديگر خبري از تماس‌هاي واسطه‌ها نبود. گفته

 مي‌شد در زمان مربيگري ميروسلاو بلاژويچ و برانكو ايوانكوويچ عده‌اي با مجيدي تماس

مي‌گرفتند و از او مي‌خواستند با پرداخت مبلغي حضور خود در تيم ملي را تضمين كند. فرهاد

اين تماس‌ها را جدي نمي‌گرفت. با اينكه رفتار خوبي از جانب مردان كروات سر نزد اما با

سكوت خود تهران را ترك كرد و بار ديگر راهي امارات شد. دعوت دوباره به تيم ملي يادآور

آن تماس نيست اما اختلاف با عليرضا منصوريان باعث مي‌شود خيلي زود روي نيمكت تيم ملي

بنشيند. فرهاد في‌الفور انصراف خود را از تيم ملي اعلام كرد اما رفتارهاي قطبي و همكارانش

انگيزه‌اي شد تا فرهاد تلاش كند و دوباره به تيم ملي برگردد. تصور مي‌شد او فصل يازدهم ديگر

تمام شود اما خواب‌هايي كه براي مجيدي ديده بودند تعبير نشد. مجيدي از هفته دوم كارش را

شروع كرده با گلزني‌هاي پي در پي تا اينكه كروش پرتغالي دوباره او را به تيم ملي فرا خواند.

فرهاد خنديد و في‌الفور دعوت كروش را قبول كرد. شايد آن دفترچه مخصوصش با حضور در

تمرين‌هاي كروش رنگ و بوي ديگري به خود مي‌گرفت. فرهاد رفت و در تركيب اصلي تيم ملي

 هم قرار گرفت. با خودش مي‌گفت: «ديديد مچ قطبي را خواباندم؟!»


***


... امروز روز ديگري است. طعم انتقام از قطبي و همكارانش را چشيدم. به امير قلعه‌نويي هم

فهماندم كه تمام نمي‌شوم. همان اميري كه مي‌خواست اواسط فصل هشتم من را به دليل پيري و

كهولت سن از استقلال بيرون كند و به پيكان بفرستد. حالا بايد تصميم‌ ديگري بگيرم؛ تصميمي كه

شايد همه را متعجب كند.


... امروز، روز ديگري است. فرهاد جام جهاني 2006 را به خاطر مي‌آورد آن روز كه

پيرمردي در قامت دايي جوان و گلزن! در خط حمله تيم ملي قرار گرفته است و با نمايش اسفبار

 خود نزديك‌ترين دوستانش را هم به گروه مخالفان مي‌فرستد. با خود مي‌گويد: «من 3 سال ديگر

38 ساله خواهم شد. من آن روزها پير شده‌ام. نمي‌توانم براي تيم ملي مهره مفيدي باشم!» فرهاد

در اعماق وجود خود صعود به جام جهاني فوتبال را قطعي مي‌داند. او معتقد است تيم ملي با

كروش آينده درخشاني خواهد داشت. آينده‌اي شايد شبيه آنچه با ولاسكوي آرژانتيني در تيم ملي

واليبال كشورمان مي‌بينيم. بايد كاري كرد تا اتفاقات جام جهاني 2006 دوباره تكرار نشود. همان

 فضاحتي كه علي دايي خالقش بود. حتي آن بازوبند كاپيتاني هم در دستانش سنگيني مي‌كرد.

فرهاد نمي‌خواهد دايي دوم باشد؛ نه نمي‌خواهد. با خودش كلنجار مي‌رود. با دوستش تماس

مي‌گيرد. دوستي كه تحولات زيادي در زندگي‌اش ايجاد كرده. دوستي كه فرهاد را مرد ديگري

كرده است: «مي‌خواهم از تيم ملي خداحافظي كنم.» دوست لبخند مي‌زند و مي‌گويد: «تصميم

خوبي است. درنگ نكن اسطوره مي‌شوي و اسطوره مي‌ماني.» مسيري كه آمده بود را دوباره تا

 خانه برمي‌گردد. قلم برمي‌دارد و شروع مي‌كند به نوشتن: «من فرهاد مجيدي از تيم ملي رفتم تا

فرصتي ايجاد شود براي جوان‌ها. خداحافظ.»


***


و اين چنين فرهاد دوباره با تيم ملي، با روياهايش، با افزايش تعداد بازي‌هاي ملي‌اش و با افزايش

 تعداد گل‌هايش وداع كرد اما داستان همچنان ادامه دارد. فرهاد مي‌ماند تا شايد در استقلال

افتخاري متفاوت را تجربه كند. اين همان فرهاد است كه امير قلعه‌نويي لحظه‌اي باورش نداشت.

 اين همان فرهاد است كه امير قلعه‌نويي نتوانست لحظه‌اي از او در جهت افزايش توان و قدرت

تيمي‌اش بهره بگيرد. او حالا شاه مهره‌اي است در دستان پرويز مظلومي تا شايد به زودي خود

را بر بام فوتبال آسيا هم ببيند. فرهاد با كوهي از انگيزه پيش مي‌تازد. پسري كه مجذوب

سانترهاي خلاقانه مجيد نامجو در بازي ايران – الجزاير شد. مردي كه محمد مايلي را در اوج

سختگيري مجذوب خود كرد. از نسلي كه با فوتبال گل كوچك خياباني با آن تكنيك‌هاي ساختگي و

 في‌البداهه دروازه‌هاي پيشرفت را به سوي خود گشود تا حتي هواداران ارتش سرخ هم از او به

 نيكي ياد كنند. اين همان فرهاد ژنرال خيالي است كه نه در حضيض بلكه در اوج كنار مي‌رود.


روزنامه ایران ورزشی

 


نوشته شده در تاريخ : سه شنبه دوازدهم مهر 1390و در ساعت : 23:47 - نويسنده : رضا آبی دل |
همیشه پای یک مظفری زاده در میان است

 

همیشه پای یک مظفری زاده در میان است

 

خب متاسفانه اینترنتم چند روز قطع بود و نبودم

در مورد این بازی چی میشه گفت؟


مسائل فنی که توی این زمین ...


البته در مورد بد بودن مدافعانمون هیچ شکی نیست ولی تعویض های خوبی هم نداشتیم


تو این زمین لعنتی هم که رو زمین نمیشه هیکاری کرد و همه ترسم قبل از بازی مصدوم شدن

مجتبی بود که خدارو شکر نشد


ما هم که مهاجم قد بلند نداریم که بتونیم سانتر کنیم و گل بزنیم و واقعا توی این زمین نمیشه بازی

کرد


ولی از این داور لعنتی نمی تونم بگذرم


این عوضی یه پرسپولیسی دو آتیشست،نباید واسه بازیهای اس اس بذارنش(عامل اصلی قهرمانی

 تیم حریف و بردشون تو دربی هم همین آقا بوده)


جالبه عکسهای بچگیش رو تو چلچراغ زده بودن همه عکسهاشم پیراهن قرمز داشت!


اون از نیمه اول که کرار رو می زنن اصلا انگار هیچکسی خطا رو کرار رو نمی بینه،فقط می

 خوان این رو عصبی کنن تا محرومش کنن


ولی آخه اون چی بود؟پنالتی اخراج داشت خداییش؟به نظر من که پنالتی هم نبود ولی اگه بود هم

 اخراج نداشت،خسرو بود کنارش

جالبه خود رافخایی هم گفته که پنالتی نبوده و تعادل نداشتم اونوقت...


پنالتی اخراج کمر هر تیمی رو می شکنه،همین پریشب بازی اینتر و ناپولی رو دیدید؟اینتر تو

بازی سر بود ولی یه پنالتی اخراج کمر این تیم رو شکست و 3 هیچ تو زمین خودش باخت تو

شبی که میشد بیشتر هم بخوره


هنوز خیلی اعصابم خورده و نمی تونم خوب حرف بزنم ولی کرار و پژمان رو واسه بازی با

راه آهن نداریم و امیدوارم این بازی رو ببریم چون باید ببریم


نوشته شده در تاريخ : سه شنبه دوازدهم مهر 1390و در ساعت : 7:51 - نويسنده : رضا آبی دل |
یک استقلالی متصب بعد از عروج اسطوره آبی

استاد سیاوش قمیشی:همیشه دوست داشتم

برای استقلال بخوانم شاید همین روزها بخوانم



( چکیده ای از سخنان سیاوش قمیشی بعد از فوت حجازی در یکی از مجله های امارات

را میخوانید)

اهواز شهری بود که همه هوادار استقلال بودنند خانواده ما هم استقلالی بود.

از بچگی هوادار استقلال و رنگ آبی بودم اگر ایران بودم آهنگی زیبا برای این

تیم مردمی ساخته بودم هر چند پیگیر مسابقات فوتبال نیستم اما سعی

میکنم دربی رو تماشا کنم مرحوم ناصر خان رو میشناختم سالی که حجازی

بنگلادش بود با او دیدار کردم. مظلومی . پورحیدری.روشن . قلعه نویی .

حاجیلو رو کاملا میشناسم. علی پروین هم از دوستانم بود.

امسال شاید آخرین آلبوم رو تقدیم به هوادارانم کنم احتمالا این آلبوم

به سبک آهنگهای قدیمی بخوانم .

استاد قمیشی در انتهای حرفهایش درگذشت اسطوره فوتبال ایران را به

دوستداران و خانواده حجازی تسلیت گفت

*****************************************




يادداشت استاد سياوش قميشي بمناسبت درگذشت زنده ياد ناصر حجازي :

اینجا قهرن سینه ها با مهربونی



تو، تو جنگل نمی تونستی بمونی



اسطوره ،‌ بگیر آسوده بخواب ، بی درد و و غصه ...



صبح امروز قهرمان مردمی كشورمان ناصر حجازی عزیز از میان ما پر كشید ، بزرگی كه خاطر تمامی ما ایرانیان فارغ از هر رنگ و لباس ، تا ابد لبریز از یاد و نامش خواهد بود و هرگز صراحت لهجه ، تعصب و زحماتش را در ورزش كشور فراموش نخواهیم كرد ...



سیاوش قمیشی و تیم مدیریتی ایشان نیز به نوبه ی خود مراتب همدردی و تاسف خود را با خانواده ی این قهرمان مردمی و تمامی فوتبال دوستان ایرانی ابراز داشته و آرزوی صبر برای تمامی شما و خصوصا خانواده ی محترم این نازنین دارد ...



روحش شاد و یادش گرامی باد
منبع : سايت هوادران استاد سياوش قميشي
نوشته شده در تاريخ : جمعه هشتم مهر 1390و در ساعت : 23:42 - نويسنده : رضا آبی دل |
بردیم
 

اول از همه برد رو تبریک میگم

اول اینکه اس اس دربی رو برد،اونجوری هم برد،صدر جدوله اصلا این قضیه وسط هفته بودن

هم بهانه خوبی نیست یعنی واسه این بازی اگه ساعت 12 ظهر هم بود باید 50هزار تا دیگه

میومدن من خودم انتظارم 60هزار تایی بود واقعا اینکه 20هزار تا بیشتر نیومد نا امیدم کرد

گلایه دوم اینکه این آقایون لیدرهای عزیز بعد از 1 سال هنوز تو ورزشگاه شعار جورابلو

روحت شاد رو میگن و همه هم باید بگن(حتی شده به زور)خدا بیامرزه داود رو من هم نمی گم

نگن بگن ولی یه هوادار 17 سالمون یه هفته پیش مرد دریغ از اینکه اینها بگن حتی یه فاتحه

براش بخونن هوادارا


واقعا ناراحتم کرد این قضیه

خب بریم سر و وقت بازی و حواشیش


اول اینکه واسه دفاع از سونیا خانوم بگم امروز داشتم بازی رو نگاه می کردم فهمیدم که

تلویزیون انگار به خاطر پخش پیام بازرگانی از دقیقه 1 بازی رو نشون داد،دقیقا از سر کرنر

سایپا


این موقعیتی بود که روی سوتی بد حنیف به انصاری فرد رسید و تک به تکشو سید مهدی با پا

کرنر زد،این موقعیت رو تو وسطای نیمه دوم نشون دادن اتفاقا!اتفاقا سید مهدی خیلی هم عصبانی

 بود از دست حنیف و کلی هم سرش داد و بیداد کرد


قبل از بازی که یه اتفاق جالب برام افتاد تو مینی بوس آزادی به استادیوم پر بود یه آقایی اومد تو

 مینی بوس حدود 40 ساله دیدم ایستاده پا شدم و با اصرار نشوندمش و خودم رو زمین

نشستم،طرف هم یه بلیط طبقه پایین در آورد داد بهم!گفت آشنا دارم واسه بازیها بلیط میگیرم 4-

5 تا!


قبل از بازی که خبر خاصی نبود چون کلا ورزشگاه خیلی خلوت بود


یه شعارهایی واسه دربی و یه شعرهایی خونده میشد ولی کلا اینقدر هوادارا کم بودن که...

قبل از بازی پیروز هم تشویق شد(البته بگم من پیروز رو خیلی دوس داشتم ولی به خاطر

مصاحبه هاش دیگه اونقدر دوسش ندارم،ولی به خاطر اون گل معروف هنوز دوسش دارم ولی

 خیلی کمتر)


موقع اومدن بازیکنها هم نکته جالب این بود که هم چفیه انداخته بودن ولی اون گرفته بود دستش!

 البته می شد فهمید که این هفته زیاد برای اون مقدس نیست!!


کلا غیر از شعر ها و شعارهای جایگاه هشتی واسه دربی مسئله حاشیه ای نداشت


جز اینکه یه سری لیدر که از مجتبی یه سر بد می گفتن وقتی گل رو زد قشنگ خفه شدن


یه نکته جالب دیگه هم این بود که انگار میثم حسینی هم قبل از بازی خوب سر کیسه رو شل

کرده بود چون قبل از شروع بازی بعد اینکه همه بازیکنها تشویق هم شدن یه دفعه شروع کردن

 دوباره تشویق میثم رو با شعار میثم کاستاکورتا!!!

خب برسیم به خود بازی،نیمه اول که افتضاح بود


عملا هیچ کار مثبتی نکردیم و ترکیب شلخته و به هم ریختمون خیلی تاثیر داشت تو این قضیه


متاسفانه انگار مظلومی از ترس حاشیه سازی نیمکت نشین ها بهشون بازی داد


آرش اصلا خوب نبود و بهش نمیشه اعتراضی هم کرد چون اصلا جاش اونجا نیست


الکی به ترکیب دست زد،کرار باید همونجا چپ بازی کنه،خسرو و حمودی هم باید یه دونشون تو

 باشن،حمودی هم که خیلی دیگه داره ضعیف بازی می کنه و اصلا روحیه شو هم از دست داده

خسرو هم درسته خوب نبود اصلا ولی جاشم زیاد درست نبود و وسط و چپ و همه جا بازیش

داد


آندو نسبتا قابل قبول بود و تو توپ گیزی و حفظش مثل همیشه عالی بود و خیلی نفوذناپذیره ولی

 تو پاس دادن مشکل داشت

فرهاد هم آماده نبود ولی عملا وقتی ترکیب تیم درست شد و بازی خیلی بهتری از تیم دیدیم



در مورد صحنه ی اخطار گرفتن فرهاد چون دقیقا دیدم حالتشو میگم فقط از روی عصبانیت از

بازی و خطایی که کرده بودن و داور نمی گرفت بود و نه اینکه بخواد به زور 3 اخطاره بشه

در مورد صحنه کرار که دیگه چی بگم؟خیلی تابلو بود و هوادارا هم خیلی علیه قهرمانی شعار

دادن،کلا لنگیا سوزوندنش با درخواستشون واسه داوری نکردن تو دربی اون انتقامشو از ما

گرفت


در کل فقط خدارو شکر که بازی رو بردیم و این 3 امتساز حساس رو گرفتیم

 


نوشته شده در تاريخ : چهارشنبه ششم مهر 1390و در ساعت : 0:17 - نويسنده : رضا آبی دل |
به یاد ماندنی ترین گلهای استقلال به پرسپولیس

 

به یاد ماندنی ترین گلهای استقلال به پرسپولیس

 

سال ۱۳۶۹ عبدالصمد مرفاوی :

Hotfile | Downluod

***

سال ۱۳۶۹ عباس سرخاب :

Hotfile | Downluod

***

سال ۱۳۷۴ ادموند اختر :

Hotfile | Downluod

***

سال ۱۳۷۸ فرد ملکیان :

Hotfile | Downluod

***

سال ۱۳۷۸ سهراب بختیاری زاده :

Hotfile | Downluod

***
سال ۱۳۷۹ علیرضا اکبرپور :

Hotfile | Downluod

***

سال ۱۳۷۹ محمد نوازی :

Hotfile | Downluod

***

سال ۱۳۸۱ علی سامره :

Hotfile | Downluod

***

سال ۱۳۸۲ محمود فکری :


برای دیدن کیفیت ویدئو روی عکس کلیک کنید

Hotfile | Downluod

***

سال ۱۳۸۲ علی سامره :


برای دیدن کیفیت ویدئو روی عکس کلیک کنید

Hotfile | Downluod

***
سال ۱۳۸۴ محمود فکری :


برای دیدن کیفیت ویدئو روی عکس کلیک کنید

Hotfile | Downluod

***
سال ۱۳۸۴ پیروز قربانی :


برای دیدن کیفیت ویدئو روی عکس کلیک کنید

Hotfile | Downluod

***
سال ۱۳۸۴ رضا عنایتی :


برای دیدن کیفیت ویدئو روی عکس کلیک کنید

Hotfile | Downluod

***
سال ۱۳۸۶ امیر حسین صادقی :


برای دیدن کیفیت ویدئو روی عکس کلیک کنید

Hotfile | Downluod

***
سال ۱۳۸۶ امید رضا روانخواه :


برای دیدن کیفیت ویدئو روی عکس کلیک کنید

Hotfile | Downluod

***
سال ۱۳۸۶ امید رضا روانخواه (۲) :


برای دیدن کیفیت ویدئو روی عکس کلیک کنید

Hotfile | Downluod

***
سال ۱۳۸۷ آرش برهانی :


برای دیدن کیفیت ویدئو روی عکس کلیک کنید

Hotfile | Downluod

***

سال ۱۳۸۸ مجتبی جباری :


برای دیدن کیفیت ویدئو روی عکس کلیک کنید

Hotfile | Downluod

***

سال ۱۳۸۸ فرهاد مجیدی :


برای دیدن کیفیت ویدئو روی عکس کلیک کنید

Hotfile | Downluod

***

سال ۱۳۸۹
فرهاد مجیدی :


برای دیدن کیفیت ویدئو روی عکس کلیک کنید

Hotfile | Downluod

 

با تشکر فراوان از جواد سیاحتی عزیز از آبی دلان


نوشته شده در تاريخ : یکشنبه سوم مهر 1390و در ساعت : 16:39 - نويسنده : رضا آبی دل |
استقلال - سايپا؛ نبرد تجربه و جواني

 

استقلال - سايپا؛ نبرد تجربه و جواني
 

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ : یکشنبه سوم مهر 1390و در ساعت : 16:29 - نويسنده : رضا آبی دل |
استقلال
 

حالا بچه ها من دارم حرکت می خونم ولی تو رو خدا این بازی خیلی حیثیتیه تو همه ی زمینه

هاش


اصلا هرکسی که زودتر هم تماشاچی هاش بیادمواسه تیم مقابل کری می خونه


هرکسی زودتر بتونه موج مکزیکی رو کامل کنه روی تیم حریف رو کم می کنه!!!


خواهش می کنم زودتر بگیرین بیاین ورزشگاه


بیاین که فردا روز بزرگیه برای ما


بیاین ورزشگاه تا تیم محبوبمون رو تشویق کنیم


فردا اولین دربی ای هست که
ناصرخان
بین ما نیست


بیاین تو اولین دربی بیاین که بخونیم:قسم به تیم
استقلال


بیاین که بخونیم قسم به ناصرحجازی


بیاین بیاین که فردا می خوایم یه روز تاریخی رو با یه رکورد تاریخی ثبت کنیم


بیاین بیاین بچه ها که تیم رو تو این روز تنها نذاریم


نوشته شده در تاريخ : جمعه یکم مهر 1390و در ساعت : 11:54 - نويسنده : رضا آبی دل |
میلاد عزیز
* فردا مراسم هفتم مرحوم میلاد خبازی هوادار جوان استقلال است که بعد از بازی دربی

 در یک سانحه تصادف کشته شد. این مراسم ساعت 15 در مسجد ثامن الجج میدان رسالت

برگزار می شود. مسئولان و بازیکنان استقلال قرار است در این مراسم شرکت کنند.

 

از تمام دوستان تهرانی تقاضا دارم در این مراسم شرکت کرده و به روح بزرگ این عزیز ادای

احترام کرده و به خانواده داغدار این عزیز تسلی خاطری بدید

امیدوارم خدا به خانواده این عزیز صبر عنایت کند و امیدوارم خدا روح میلاد مارا شاد کند 


نوشته شده در تاريخ : چهارشنبه سی ام شهریور 1390و در ساعت : 23:37 - نويسنده : رضا آبی دل |
علی فتح‌الله‌زاده مدیرعامل استقلال شد، رسولی‌نژاد رئیس هیات مدیره

 

علی فتح‌الله‌زاده مدیرعامل استقلال شد، رسولی‌نژاد رئیس

هیات مدیره



سرپرست باشگاه استقلال به عنوان مدیرعامل این باشگاه انتخاب شد.


در نشست امشب اعضای هیات مدیره باشگاه استقلال تهران علی فتح الله زاده به

عنوان مدیر عامل جدید این باشگاه انتخاب شد.


در نشست امشب هیات مدیره باشگاه فرهنگی - ورزشی استقلال تهران که با

حضور دکتر عباسی وزیر ورزش و جوانان و اعضای هیات مدیره؛سید احمد

رسولی نژاد، امیدوار رضایی، مقداد نجف نژاد، عبداله ساور، علی فتح الله زاده،

جواد زرینچه و غلامحسین فرزامی برگزار شد،اعضا، علی فتح الله زاده را که از

خردادماه سال گذشته سرپرستی این باشگاه را بر عهده داشت، به عنوان مدیر عامل

جدید باشگاه انتخاب کردند.


شایان ذکر است در این نشست سید احمد رسولی نژاد به عنوان رییس هیات مدیره

معرفی شد.

 


نوشته شده در تاريخ : سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390و در ساعت : 23:28 - نويسنده : رضا آبی دل |
اولین تمرین آبی پوشان بعد از پیروزی مقابل پرسپولیس
 

اولین تمرین آبی پوشان بعد از پیروزی مقابل پرسپولیس

 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390و در ساعت : 23:43 - نويسنده : رضا آبی دل |
دانلود گلها

 

پرسپولیس 0-2 استقلال


1300 کیلوبایت | شبکه جام جم 2 | فرمت AVI - XviD

فرهاد مجیدی 0_1
DOWNLOAD | RAPIDSHARE | INTERUPLOAD

مجتبی جباری 0_1
DOWNLOAD | RAPIDSHARE | INTERUPLOAD



3500 کیلوبایت | شبکه جام جم 2 | فرمت MPEG 2

فرهاد مجیدی 0_1
DOWNLOAD | RAPIDSHARE | INTERUPLOAD

مجتبی جباری 0_2
DOWNLOAD | RAPIDSHARE | INTERUPLOAD


---------------------------------
شوت جباری به تیر دروازه
DOWNLOAD | RAPIDSHARE | INTERUPLOAD

شوت میداوودی به تیر دروازه
DOWNLOAD | RAPIDSHARE | INTERUPLOAD

خوشحالی پایان بازی استقلالی ها

DOWNLOAD | RAPIDSHARE | INTERUPLOAD

صجنه ی پنالتی و خطای منجر به آن
DOWNLOAD

شیرجه زدن بازیکنای استقلال به سمت هواداررو
DOWNLOAD | Mediafire

صحنه ای که جواد خیابانی .....گفت آفرین معمارزاده!!!!!!!!!!
DOWNLOAD

صحنه های پایان بازی
DOWNLOAD | RAPIDSHARE | INTERUPLOAD

نوشته شده در تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390و در ساعت : 10:17 - نويسنده : رضا آبی دل |
بحث فنی
واقعا خط هافبک ما الان قدرتی داره که انصافا تیمی تو ایران حریف ما نیستش
آندو تو بازی با اونها عالی بود و انصافا توپی ازش نگذشت و واقعا موتور حرکتی تیم بود
مجتبی جباری که واقعا یه نابغست و تو این بازی نشون داد که بهترین هافبک ایران کیه و با پاسهاش می تونه هر لحظه یه موقعیت ایجاد کنه،واقعا زیدان آسیا لقب مناسبی براشه چون واقعا بازیش شبیه زیادانه،توپ به سختی از دست داد و خیلی خوب تیم رو راه انداخت
کرار که واقعا رو اعصاب تیم حریف بود و با دریبل هاش و پاس هاش هم به تیم خیلی روحیه می داد و هم موقعیت ایجاد میکرد،کنترل توپش عالیه و تکنیکش فوق العاده،صحنه ای که میلادد به توپ زد برین ببینین چجوری توپ رو استوپ می کنه و سریع پاس رو میده،یا خیلی صحنه های دیگه
میلاد شاید لقب بدشانس ترین بازیکن استقلال در حال حاضر برازندش باشه چون واقعا حقش بود حداقل یه گل بزنه،ولی از این که بگذریم میلاد هروقت صاحب توپ می شد تو حرکت استقلال خیلی کمک می کرد و تو نگه داشتن توپ و حرکت رو به جلو روز خیلی خوب رو گذروند
فرهاد روز خوبی داشت و البته معلوم بود که 100% هم آماده نیست ولی خوب کار کرد و رو گل اول هم جاگیریش عالی بود و یه گل هوشمندانه دیگه زد،رو حرکت های دیگه و خصوصا پاسی که به مجتبی داد هم عالی بود،تو این بازی عقب هم بر میگشت و تو کارهای دفاعی هم کمک می کرد،خدا این جواهر رو از استقلال نگیره
کیانوش رحمتی:خوب بود،تو توپ گیری بد کار نکرد و کلا روز خوبی رو گذروند و همین که سوتی ای نداد باید بریم خدارو شکر کنیم و بگیم عالی بود!!!
خسرو:تو کارهای دفاعی عالی بود خیلی خیلی خوب بود و تو کارهای هجومی هم بد نبود هرچند زیاد نفوذ نکرد ولی باز هم خوب اضافه می شد و واقعا خستگی ناپذیر می رفت و بر میگشت
پژمان:اگه نبود نمی دونم چی میشد!واقعا بهترین دفاع ایرانه و در این شکی ندارم و خوب جلوی کریمی و کاظمیان و رضایی رو گرفت
حنیف:برعکس بازی با تراکتور روی توپ های هوایی خیلی خوب کار رکد و توپ خاصی ازش نگذشت،یکی دو تا سوتی داد ولی اغلب خودش جبران کرد
حسینی:شاید اول بازی همه ی ورزشگاه از این می ترسیدن و خصوصا تیم حریف هم حملاتشو از سمت این پایه گذاری می کرد ولی بعد از چند دقیقه اول که کاملا اسیر جو ورزشگاه شده بود به خودش اومد و خصوصا تو نیمه دوم خیلی خیلی خوب کار رکد و حتی چند صحنه کریمی رو نابود کرد
رحمتی:واقعا روحیه خوبی به تیم و تماشاگرا همین حضورش تزریق می کنه،وقتی مصدوم شد همه نگران بود خیلی زیاد و خدارو شکر تا آخر بازی کرد و چند تا توپ خیلی خوب رو هم گرفت و نشون داد بهترین دروازبان ایرانه
برهانی و یوسفی هم با خضورشون سرعت تیمی رو بیشتر هم کردن و اگر یوسفی یکم هوشیارتر بود می تونستیم گل سوم رو هم بزنیم
و...

نوشته شده در تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390و در ساعت : 10:16 - نويسنده : رضا آبی دل |
جمعه،25 شهرویور 1390 روز جهانی تحقیر پرسپولیس
جمعه،25 شهرویور 1390 روز جهانی
 تحقیر پرسپولیس


خب از اول شروع کنیم
صبح بچه ها رفتن واسم 8 جا گرفتن واسه همین اول رفتم خونه خواهرم که یه وسیله ای رو بدم بهش ساعت 7 و نیم 8 دم در شرقی استادیوم رسیدم
رفتیم ایستادیم یه دفعه گفتن پایین تموم شده فقط بالا می فرومشیم
کلی جارو جنجال شد آخرش مجبور شدیم بگیریم،البته باورکردنی نبود که ساعت 8 صبح تمام بلیطهای پایین فروخته شده باشه و دوستهامم از داخل گفتن خالی زیاد داره
رفتم بالا دیدم اوووه کلی خالیه هنوز پایین که رفتم طرف در غربی و دیدم پشه پر نمی زنه بدو بدو رفتم یه بلیط پایین گرفتم و اومدم پایین و 8 پیش بچه ها
اون ساعت تماشاچی ها برابر بودن و کری خونی داغ از اینها بگذریم می رسیم به اینکه کم کم دیدیم سرعت اومدن پرسپولیسی ها بالاتر داره میره که واقعا تو این دقایق ناراحت بودیم
طبقه بالا و پایین خصوصا بالا بازار سنگ انداختن داغ داغ بود ومامورها فاصلشون رو زیاد کردن و دو تا جایگاه رو خالی خالی کردن
این برنامه های قبل از دربی دیگه خسته کرد مارو واقعا دقیقا هر سری همینه که یکی میاد روپایی میزنه،بعدش زورخونه ای ها میان،بعدش گروه سرود ازتش و بعدشم یکی دو تا خواننده ی در پیت(البته به قول مجری برنامه خواننده محبوب سیما!!!)
جو قبل از بازی هم استرسم رو لحظه به لحظه بیشتر می کرد طوری که بازی شروع شد چند بار تا مرز سکته رفتم
دعوا زیاد شد تو جایگاه ما و جایگاه های مجاور که جو رو الکی خراب می کرد
علی سیاه هم انگار چت کرده بود بدجور دعوا راست کرد تو جایگاه 8 و به زور جمعش کردن
یه لیدر پرسپولیس رو هم قبل از بازی لیدرهای اس اس آورده بودن اینور که بچه ها شروع کردن شعار خوندن که بدبخت داشت می مرد اون وسط!
از صبح معلوم بود که یه دربی خیلی خیلی شلوغ رو در پیش داریم و و این بازی دیگه پر پر میشه ورزشگاه و واقعا از نظر تعداد تماشاچی چندین دربی بود که اینطوری نشده بود(شده بود مثلا واسه ما اینطوری بشه ولی اونور خالی داشت ولی اینبار هر دو طرف پر پر بود)به طوری که جالایگاه 8 و 9 راه پله هاشم پر بود و طبقه بالا هم ایستاده بودن بچه ها
ظهر بود فکر می کنم که استقلالیا همینطور داشتن دایی رو تشویق می کردن که جایگاه 22 اونها شروع کرد امیر قلعه نویی گفتن ولی بعد از چند باز انگار به مغزشون رسید که بابا این طرف که مارو بیچاره کرده ما چرا داریم تشویقش می کنیم؟؟؟
برای گرم کردن اول اونها اومدن و بعد از کلی هو شدن و فریاد علی دایی علی دایی استقلالیا نوبت رحمتی شد که اومد و ورزشگاه منفجر شد بعدشم که بازیکنها یکی یکی اومدن و یکی یکی همشون تشویق شدن و همه داشتیم حساب می کردیم کی کجا بازی می کنه!
بالاخره بازی شروع شد قبل از بازی کاملا هماهنگ شده بود که دقیقه 7 همه تماشاچی ها بلند شیم و یک صدا با فریاد مجیدی باغیرت از کاپیتان متعصبمون حمایت کنیم و ازش اینطوری تشکر کنیم
دقیقه 7 دقیقا همه بلند شدیم دقیقا 25 ثانیه یکریز با فریاد مجیدی با غیرت از کاپیتانمون تشکر کردیم
از شروع بازی دیگه استرس ها کمتر شد چون همه دیدیم که اس اس خیلی روون داره بازی می کنه و بازیکنها عالی دارن کار می کنن
انصافا کرار هرچی بازی قبلی حرصمو در آورد این بازی دلمو و دینمو با هم برد!!!
گل رو که زدیم دیگه ورزشگاه کاملا کاملا کاملا زیر سلطه ما بود و اونها خفه خفه بودن
دیگه شعار ها بود که رگباری میومد و استقلال هم که لحظه به لحظه داشت بهتر بازی می کرد
شوت مجتبی که خورد به تیر وای شور ورزشگاه بیشتر شد دیگه نمی شد استقلالیا رو کنترل کرد
نیمه دوم هم که با فشار وحشتناک ما شروع شد و شوت مجتبی و تیری که میلاد زد جو رو بیشتر از قبل به نفع ما کرد ولی پنالتی نا درستی که به ضررمون گرفتن واقعا یه لحظه سکوت مرگباری رو سمت ما حکمفرما کرد ولی بعد با تشویق رحمتی سعی کردیم بهش روحیه بدیم اوت که زد دوباره شروع کردیم
دیگه گل دوم رو که زدیم دیگه ورزشگاه به حالت انفجار در اومد نصف ورشگاه داشت سینه می زد برای پرسپولیسی ها و...
بازی که تموم شد استیلی بدو بدو رفت تو رختکن و همه داشتن شعار می دادن و بچه ها هم که اومدن و سمت ما شیرجه زدن و کلی تشویق کردیم بعد رفتیم تو خیابونها
تا آزادی خودمون رو رسوندیم و از اونجا جشن ها رو تو بی آر تی ادامه دادیم و رفتیم ولیعصرو دور زدیم و کل شهر رو کلا ترکوندیم
واقعا یه روز بی نظیر بود بی نظیر
واقعا از این بهتر نمی شد خیلی خیلی خوب بازی کردیمم و تو روزی که داور پنالتی دقیقه 5 مارو نگرفت و دو تا بازیکن اونها رو اخراج نکرد بازم خیلی خیلی راحت بردیم،خیلی راحت
به قول یه دوست پرسپولیسیم استقلال انگار داشت با شموشک بازی میکرد!!!

نوشته شده در تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390و در ساعت : 10:5 - نويسنده : رضا آبی دل |
در و دیوار،میگرید

 

بزن بر سینه و بزن بر سر


به حال این،پرسپولیس


در و دیوار،میگرید

ببخشید من چند روز مریض بودم نتونستم بیام
 
چه بازی ای بود،یعنی سوسک کردن یعنی این،انگار داشتیم با بچه ها بازی می کردیم

دم بچه ها گرم،بازی فوق العاده ای بود فوق العاده

واقعا مجتبی اعجوبه ایه،واقعا فوق العادست،اگه جام جهانی 2006 اون اتفاق نمی افتاد شک
 
 ندارم الان داشت تو یه تیم خوب اروپایی بازی می کرد،روانی بازیشم

یه دربی باز فوق العاده هم هست تا حالا 4 تا پاس گل داده و 2تا گل زده تو دربی

بازی خیلی راحتی کردیم و واقعا حقمون بود با اختلاف حداقل 4 تا بزنیمشون،واقعا بدون
 
تعصب میگم راحت می تونستیم با اختلاف بیش از 4 گل بزنیمشون

غیر از گلها و موقعیت های فراوونمون یه چیز دیگه هم این بد که خیلی خوب و راحت بازی می
 
 کردیم و خیلی تک ضرب و زیبا بازی می کردیم و واقعا چشم نواز بود بازیمون

سهیل عزیز اعتقاد داشت این دربی از دربی 74 به اینور قاطعانه ترین برد بود ولی به نظر من
 
 این برد از اون هم قاطعانه تر بود!

درسته 3-1 به لحاظ آماری از 2-0 بهتره ولی توی زمین دیرور واقعا بازی یک طرفه و خیلی
 
 خیلی عالی ای بازی کردیم به نظر من اون 3-1 اینقدر یک طرفه نبود که این بود!

الان می طلبه که بخونیم:

استقلال قهرمان میشه

خدا می دونه که حقشه

به لطف یزدان و بچه ها

استقلال قهرمان میشه

استقلال قهرمان میشه
 

نوشته شده در تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1390و در ساعت : 9:59 - نويسنده : رضا آبی دل |
فتح‌الله‌زاده: 3 بر يك يا 4 بر 2 پرسپوليس را مي‌بريم
 

فتح‌الله‌زاده: 3 بر يك يا 4 بر 2 پرسپوليس را مي‌بريم
 
 
 

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390و در ساعت : 14:51 - نويسنده : رضا آبی دل |
تركي داور دربي هفتاد و يكم شد
 

 

تركي داور دربي هفتاد و يكم شد
 

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ : پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390و در ساعت : 14:27 - نويسنده : رضا آبی دل |
آخرين مطالب :
درباره
من رضا 21ساله
اهل بهشهر از مازندران
عاشق استقلال
تو این وبلاگ قصد دارم تا می تونم از عشقم بگم
و خبرای تیممو واسه آبی دلها بذارم
و همه ی آبی دل ها رو دور هم جمع کنم
و به کمک همه ی شما آبی دل ها نیاز دارم
یا علی

می خوام دنیا نباشه
اگه اس اس نباشه
می خوام فوتبال نباشه
اگه اس اس نباشه
می خوام این لیگ نباشه
اگه اس اس نباشه
نباشه هر کی می خواد
تیم اس اس نباشه

تا ابد آبی دلیم
دوستان
پيوندهاي روزانه
نظر سنجي
Copyright © 2010 All Rights Reserved by abi-del.Blogfa.com